تبلیغات
°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°

°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°
از لابلای سنگ ریزه های زندگی، با تابش نور عشق و محبت و دوستی، امید جوانه زد ... °◡° 
نویسندگان

اووووووووووو سلام جان قربانها حالتون خوبه؟

چه خبلا؟برو بچ خودمون!

بذارید اول از همه بگم اعصابم خورد شد چون کلی تایپ کردم  و یادم رفت سیو کنم و ورد رو بستم  و مجبورم شدم  از اول بنویسم!

دوم از همه محرم رو به همه شما تسلیت میگم و امیدوارم به این رسیده باشید که حسین به گریه ی من و شما نیازی نداره و به جای گریه سعی کنیم راه درست زیستن رو بیاموزیم و کاری نکنیم که هدفی که بخاطرش حسین و اهل بیتش کشته شدند از بین بره! (فرهاد و از این حرفا!!!!!!)

خوب حالا بریم سراغ چرت و پرت های من اول و دوم رو که گفتم میشه ... آها سوم ورود آبجی نوا و آبجی سایه رو تبریک میگم چون تازه وب زدن و امیدوارم موفق و پیروز باشن هم در وبلاگشون هم در زندگیشون.

راستی از آپ قبل یه قسمت رو یادم رفت تعریف کنم من و دو آزاده دیگر کنار دریا نشسته بودیم که یه دختر لواشک فروش اومد سراغ ما و بهمون گفت لواشک بخرید من گفتم ممنون نمی خوایم اونم بهم گفت جون این زنت بخر!

 ما سه تامون تعجب کردیم گفتم زنم کیه گفت اینا همین که کنارت نشسته فک کرده بود خواهرم، زنمه! بعد بهش گفتم این خواهرمه اونم دختر خالم، خلاصه کلی با هم گفتیم و خندیدیم  و آخر سر ما ازش چهارتا لواشک خریدیم دو تاشو خودم خوردم پلاستیکشم که کنده نمیشد با پلاستیک انداختم بالا انقدر جویدم تا فقط پلاستیکش مونده که اون دادم سطل آشغال بخوره!

یه پسره تو کلاسمون هست که گفتم مثل من خنگولیه، ولی به پای من نمیرسه. تازگیا کنار من میشینه، شدیم شبیه پت و مت!همش من رو می خندونه بس که چرت و پرت میگه، یه دفترم داره عکس موش سر آشپز روشه همش هی دو تایی نگاهه موشه میکنیم خندمون میگیره!یه بار که داشتیم می خندیدیم معلمه ادبیات منو دید چپکی نگام کرد! منم مثل هاپو برگشتم زل زدم تو جفت چشماش تا نیم ساعت بعد که کلاس تموم شد، بنده خدا اصلا چشماش بلند نشد از رو صفحه از ترس!جذبه رو حال کردید؟!

شنبه سر کلاس انگلیسی بودیم که پت از معلم پرسید که آقا آدیداس یعنی که چه؟

معلم نمی دونست ولی یکی از بچه ها می دونست و گفت، ولی تو معناش یک کلمه بود که یکم بد بود حالا ما همه میدونم منظور از این کلمه چیه پت گیر داده آقا این معنیش چی میشه معلم و ما هم غش کردیم از خنده میگیم بی خیال حالا زشته جلو جمع، مگه ول میکنه با صدای بلند هی داد میزنه این یعنی چه؟

دو شب پیش هم ننه بنده اومدن برای یک بارم که شده قبل از خواب فرزنده خنگ و گوگولیش رو ببوسه ولی در همون لحظه کله اش به چیزی برخورد کرد و همه منفجر شدیم از خنده، بله کله ننه به عینک دودی که به چشم من بود برخورد کرد آخه هوس کرده بودم با عینک دودی بخوابم!

تازه ظهرشم نشسته بودم مثل گل مجلس وسط حال خونه عینک زده بودم و هی تند تند با صورتم اَدای شکلکهای یاهو رو در میوردم!

یه چند مدت بود شبا دو وعده شام می خوردم آخ آخ آخ! ولی الان بچه خوبی شدم یه وعده بیشتر نیخورم!

وای خواب ملوس هم دیدم، خواب دیدم بزرگ و سفید و تمیز شده و چشماش دیگه کور نیست تازه رنگ چشماش هم آبی هست جالب اینجاست که نوه عمم که اسم امیر و ملوس رو انتخاب کرد همون شب همین خواب منو دیده!

راستی بچه ها ما تو بوشهر روز تاسوعا که میشه شب عاشورا، مراسم شمع زنی داریم یعنی یه سری از خونه ها هر سال منبر میذارن تو خونشون و روش گِل می مالن ما هم میریم شمع می خریم و می زنیم البته فقط خونه هایی که در چهار محل اصلی بوشهر هستن این کار رو میکنن دیگه از مغرب محله ها غُلغُله میشه تا نیمه شب از همه جای بوشهر میان اینجا، تازه شیر ککیو ( کاکائو ! ) هم میدن!

هر کی دوست داره به نیتش در این مراسم شمع بزنم بگه تا براش بزنم بابای منم شمع میفروشه اون شب، البته یه مزیّت دیگه این مراسم اینه که تمام فامیلها هم دیگه رو اون شب میبینن کسایی که شاید سالی یه بار هم همدیگه رو نبینن.

آها یادم اومد راستی به نظرم داستان موسونگ براتون زیاد جالب نیست اگر که می خواید دیگه نذارمش بگید اینجا دیگه نذارم باشه؟

راستی این رو نگفتم یک ماه دیگه امتحان های نهاییم شروع میشه 4 تا نهایی دارم بی تربیتا خجالت هم نمیکشن یدونه بس بود چه خبره 4 تا!

راستی همین الان دختر عموم رو دیدم میگه ملوس رو کشتن جنازش رو دیده با توجه به مریضیش یا خودش مرده یا این بچه ها کشتنش آخه تو محله ی ما وحشی زیاد هست.حالا دیگه به تعبیر خوابم رسیدم حتما ملوس تو بهشته.

خوب دیگه حرفی نمونده پس از همه شما خدانگهداری نمی کنم! ها نه خدانگهداری می کنم.

نه نرید صبر کنید یه چیزه دیگه هم یادم اومد امروز از ظهر یه سر بارون میومد تا الانم که دارم مطلبم رو میذارم بارون میاد منم از عمد پیاده رفتم مدرسه و اومدم که خیس بشم زیر بارون خیلی باحال بود ولی ای کاش شلاقی بود حسابی ولی همینشم خوبه الانم پا درد گرفتم آخه تو کفشام آب رفت ولی یوهو خیلی حال کرد!

آها راستی در ادامه مطلب یه عکس از ملوس براتون گذاشتم.یادش بخیر

خوب من که دارم میرم چرا هولم میدی؟! (به قول دکتر کپی)

فرهاد هستم از بوشهر اینجا بفرمایید وبلاگه I Love you PMC  !

جایی که شکلک گرفتم:شکلکستان




طبقه بندی: داستان طنز،
[ 8 آذر 90 ] [ 21:05 ] [ فرهاد گوگولی! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ



سلام بروبچ بفرمایید وبلاگ سری جدید بفرمایید وبلاگ آمده چی چی اورده؟
یه مشت چرت و پرت اورده!

یه سری کاره که قبل از اینکه مطالب رو
بخونید باید انجام بدید تا بهم نزدیکتر بشیم:

1-انگشت کنار شصت خود را بالا آورده
و دو دور بچرخانید و بعد آن روی کلمه
بفرمایید وبلاگ گذاشته و بگویید
هویی هویی(یعنی ما با هم دوستتر میشیم)

2-هفت بار میگید:
دامو دامو دامو دامو دامو دامو دامو چوآ
(یعنی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم)

3-و در آخر میگید ابوشتا(یعنی خوشمزه هست)

نکته:کلمه ابوشتا رو باید غلیظ تلفظ کنید
و بکشید وقتی می خوایید بگید!
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Pichak go Up
Bart Simpson