تبلیغات
°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°

°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°
از لابلای سنگ ریزه های زندگی، با تابش نور عشق و محبت و دوستی، امید جوانه زد ... °◡° 
نویسندگان

سلامممممممممممم آبجی ها و داداچی های خوبم دلم برا همه تنگیده بود هورااااااااااااا بالاخره این امتحانهای خبیث از بین رفتن و تونستم به آپم یوهو!

خوب امیدوارم همه خوب باشن و امتحاناشون رو خوب خوب خوب داده باشن الهی الهی!

اول از همه به یه چیزی میخوام اشاره کنم و اونم فیلتر شدن وبلاگ دو تا از آجی ها هست که نمیدونم دلیل فیلتر شدنشون چی بوده آخه چیزه بدی نمی نوشتن نمیدونم چه جنونیه که افتاده، با اتفاقی که افتاده ممکنه خدایی نکرده هر کدوم از ما بیاد به وبش سر بزنه و بفهمه فیلتر شده پس از همه می خوام مثل این دو تا آجی عقب نشینی نکنید و بازم وبتون رو پایدار نگه دارید.

خوب اولین وبلاگ، وبلاگ دخمل شرور که اینجا اسمه وب رو میذارم روش که کلیک کنید میرید به آدرس جدیدش "بیا تو اینجا پاتوق رفقای باحاله" و دومین وبلاگ آجی سیمین دخته که اسم وبلاگش رو میذارم روش که کلیک کنید وبلاگش با آدرس جدید باز میشه "عروسک هآی خیآلِی" برید به وب هاشون و اگه لینکتون هستن لینکشون رو در وبتون درست کنید.

خوب حالا یه خبر خوش دارم براتو من از سربازی معاف شدم به دلیل بزرگی دماغ چون خیلی دماغم بزرگه و نمیتونم جلو خودم رو ببینم تصمیم گرفتم من معاف شم البته فقط به این خاطر نه دلیل دومش هم این بود که وقتی از من نوار مغز گرفتن چیزی نشون نداد دستگاه، پس به این قضیه هم پی بردن که چیزی به نام مغز تو سر من نیست!

مغز؟!ای چنن دیگه تا حالا اسمش نشنیده بودم!

 نه شوخیدم باهاتون واقعیتش اینه که من 18 بهمن  اعزام میشم برا سربازی یعنی کمتر از یک ماه دیگه، البته بگما فامیلامم خبیثن همشون از وقتی فهمیدن من میخوام برم سربازی هی منو میترسونن که وقتی بری این بلا رو سرت میارن اون بلا رو سرت میارن!.

بی خیال دیگه حالا شده پس کاریش نمیشه کرد منم میخوام سعی کنم به چشم یکی از دوران مدرسه بهش نگاه کنم که تازه واردش میشدیم مثل وقتی که سیکل گرفتیم و رفتیم اول دبیرستان .

خوب راستی از امتحان ها چه خبر؟بذارید از امتحان انگلیسیم براتون بگم که خیلی باحال بود راستش من چیزی نخونده بودم فقط گرامر که معلام داده بود خوندم و یکی از صفحه های کتاب که معلمون گفته بود از این صفحه سوال میدم، ما هم همون رو فقط خوندیم رفتیم سر جلسه دیدیم کلاس ما که ریاضی بود انداخحته بودن تو یه کلاس که کلا میشدیم 10 نفر بقیه هم تو سالن اولش کلی بهمون تشریدن که هر کی سر جاش بشینه کلی سخت گیری کردن که یدفعه دیدیم مراقب که دفتر دار مدرسه بود رفت بیرون و معلم زبانمون اومد تو همین که اومد ما بهش گفتیم آقا جواب ها رو بده مخوایم بریم کار داریم دیدیم معلمم شروع کرد به گفتن جواب ها 4 تا برگه بود جواب سه تا از برگه ها رو داد و ما هم نوشتیم البته یکی دو بارم مراقبها اومدن ولی مثل اینکه از قبل هماهنگ شده بود، ما هم که به قول دادا علی خر کیف شدیم اساسی فقط جواب برگه اول رو نداد بهمون گفت حالا بلند شید برید تو سالن پیش بقیه ما هم رفتیم همین که در سالن رو باز کردیم همه چشما شون شد 4 تا، دهنشونم مثل غار باز مونده بود که اینا کین که نیم ساعت بعد امتحان وارد شدن تازه زودتر همه هم رفتیم بیرون!

خلاصه ما کلی خر کیف شدیم و به همین دلیل برای امتحان هندسه که دو روز بعدش بود هیچکدوم از بچه ها چیزی نخونده بودن همه به امید کمک مثل اوندفعه اومده بودن البته من 2 دور خونده بودم ولی مثل اونا بودم دلم خش بود که میان کمک میکنن!

ولی بدبختانه دیگه خبری از کمک نشد!من و بقیه همه حسابی در دل فحش نثارشون کردیم که چرا با احساسات ما بازی مکنید!

هیچی دیگه اون امتحانم دادم دیگه ببینیم چی میشه راستی من از این آهنگ خوشم میاد برا همین گذاشتمش برا دانلود هر کسی دوست داشت دانلود کنه، اسمه خوانندش فائزه هست از خواننده های قدیمه روی اسم کلیک کنید تا صفحه دانلودش بیاد" آشفته " .

راستی چند روزه بوشهر بارون میاد البته بارون های شلاقیش نصفه شب که خوابیم میاد آرومش روز که بیداریم!

چند شب پیش اومدم یه کتابه کت و کلفت از رو طاقچه بردارم که از دستم ول شد و محکم بر فرق پدر گرامی فرود اومد، من و مامانم هم غششششش کرده بودیم از خنده بعدش خود بابام هم خندش گرفت و گفت آخه این چیه یه پسر خل و چل تو رو خدا زودتر زنش بدید !

 همه شما رو دوست میدارم و از همین جا همه رو یه ماچ گنده مکنم هوراااااااااا

جایی که شکلک گرفتم:شکلکستان




طبقه بندی: داستان طنز،
[ 23 دی 90 ] [ 14:18 ] [ فرهاد گوگولی! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ



سلام بروبچ بفرمایید وبلاگ سری جدید بفرمایید وبلاگ آمده چی چی اورده؟
یه مشت چرت و پرت اورده!

یه سری کاره که قبل از اینکه مطالب رو
بخونید باید انجام بدید تا بهم نزدیکتر بشیم:

1-انگشت کنار شصت خود را بالا آورده
و دو دور بچرخانید و بعد آن روی کلمه
بفرمایید وبلاگ گذاشته و بگویید
هویی هویی(یعنی ما با هم دوستتر میشیم)

2-هفت بار میگید:
دامو دامو دامو دامو دامو دامو دامو چوآ
(یعنی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم)

3-و در آخر میگید ابوشتا(یعنی خوشمزه هست)

نکته:کلمه ابوشتا رو باید غلیظ تلفظ کنید
و بکشید وقتی می خوایید بگید!
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Pichak go Up
Bart Simpson