تبلیغات
°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°

°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°
از لابلای سنگ ریزه های زندگی، با تابش نور عشق و محبت و دوستی، امید جوانه زد ... °◡° 
نویسندگان

سلام به قند عسلا و کاکل به سرای خودم کیفی یاقچیدی؟

احوالتون چطوره؟ میدونم که همه سرگرم امتحان ها هستید پس ایشالا که همه تون امتحان ها تون رو خوب بدید.

اول از همه بخاطر آپ قبلی که همه رو ناراحت کردم معذرت می خوام.

خب بذارید از جریان مرخصی بگم براتون من تا 8 خرداد مرخصی دارم، البته بخاطر اینکه 31 مرداد عروسی در پیش دارم و امتحان های جبرانی پیش دانشگاهی هم تو شهریور برگذار میشه تصمیم دارم اندفعه که برگشتم جزیره، دیگه قید مرخصی بزنم تا مرخصی هام جمع بشه برای شهریور بیام یعنی تقریبا 80 روز تو جزیره بمونم بعد بیام پس ممکنه تا چند ماه دیگه دسترسی به کامی نداشته باشم برای همین تا هستم هر چه دل تنگت می خواهد بگو غم مخور!

راسی تا یادم نرفته بگم که خاله دختر من یعنی همون دختر خالم (من اینطوری صداش میکنم) چند وقتی میشه که یه وبلاگ راه انداخته البته ممکنه بعضی از شما بشناسیدش اسمش زر زری هست برا اونا که نمیشناسنش هم آدرس میذارم تا بتونید برید وبش اینم آدرس × درهم و برهم ×  حتما بسرید.

وای اینم آدرس وبلاگ خواهرمه که به تازگی آدرسش رو از تو وبلاگ دختر خالم کش رفتم، مارمولک وبلاگ داشت صداش در نمی آورد اینم آدرس زیغیش

ےدل نــوش ـت هـآ یـه عَ ـدد میـس فـآطے ~

وای اینو نگفتم امیر بی حیا رفته مزدوج شده و دو تا کره گربه آورده که اسم یکیش رو گذاشتیم دنیلا و اون یکی غلو آخه یکیش دخی هست یکیش پسی!نکبتا از من فرار میکنن نمیذارن بغلشون کنم، تازه نامردا چشمشون آبیه!شانس نگاه کن.

تازه چند وقت پیش هم تو کوچه یدونه گربه دیدم مثل گربه های اشرافی بود خیلی خوشکل بود و بانمک من دوییدم طرفش دستامو باز کردم بغلش کنم ولی فرار کرد نمیدونم چرا؟!

چند روز پیش داشتم از پله ها بدو میرفتم پایین که یهو امیر هم داشت از اونور میومد همین که داشتیم بهم نزدیک میشدیم هر دومون با سرعت رامون کج کردیم که بهم نخوریم ولی هر دو به دیوار اصابت کردیم!چند شب پیش من رفته بودم تو حموم دوشاخه آب رو بکشم خواهرمم تو دستشویی بود هر دومون همزمان اومدیم بیرون من تا اونو دیدم جیغ کشیدم اونم بدون اینکه پشت سرش نگاه کنه دو تا پا داشت دو تا هم قرض گرفت شروع کرد به فرار کردن که یهو من زدم زیر خنده آخه تازه مغزم فهمیده بود که خواهر خودم بوده اونم همون موقع برگشت نگاه کرد فهمید من بودم جیغیل زدم!

وای یه چیز خنده دار دیگه هم بگم براتون عمه من یه نوه داره که اسمش سپهره معمولا عمه من خونه دختر بزرگش هست و صبحا سپهر رو برای مدرسه از خواب بیدار میکنه، طبق چیزی که من شنیدم وقتی میخواد از خواب بیدارش کنه کلی بالا سرش داد و بیداد راه میندازه تکونش میده تا بیدار بشه، این چند شبی که بخاطر اتفاق اخیر خونشون ولو شده بودیم صبح که شد یکی از دختر عمه هام رفت که سپهر از خواب بیدار کنه وقتی رفت بالا سرش گفت:سپهر جان سپهر جان بلند شو (با  صدای خیلی یواش و ملایم) در همون لحظه سپهر با صدای جیغ از جاش بلند میشه ودهنش باز می مونه و هی نفس نفس میزنه تا نگو بچه چون به اینطور بیدار شدن عادت نداشته بهش شوک وارد شده بوده !

خدا من از اینجا برداره شپلق پرت کنه اونور مردم چقده پررو و دریده شدن رفتیم مغازه کاغذ کادو خریدیم یکم از چسب نواریش استفاده کردیم 300 تومن بخاطر اون چند تا تیکه چسب گرفته!

حقم داره بنده خدا رفتیم بازار زردآلو بگیریم بخوریم زده کیلو 45000 ت، رفتن آلبالو بخرن( یه بنده خدا) کیلو 70000 ت و تصمیم جدید ما برای استفاده از میوه جات من مخوام برم یه زرد آلو و یه آلبالو بگیرم یه لیس بزنم بذارم تو فریزر که تا سال آینده تازه بمونه مثل اینکه از این به بعد یا باید میوه ها رو بو بکشیم یا فقط یه تک زبون ازشون بچشیم!

راستی یه سوال مخوام برم عکس بگیرم برا سر خاک که یه عکس قشنگ بذارن سر مزارم و تو موبایلاشون بریزن، به نظرتون با موهای بلند بهتره بگیرم یا کوتاه؟

راستی تو ادامه مطلب یه عکس از خودم گذاشتم که عید گرفته شده برو ببین.

یادم رفت ششم خرداد هم داریوش دنیا می یاد! داریوش کیه؟ خوب معلومه بچه دختر داییم هست البته اونا یه اسم دیگه گذاشتن ولی من به همه میگم اسمش داریوش الکی، همه هم تعجب میکنن!

علاوه بر عکس یه خواب هم هست که چند وقت پیش دختر عمه ام دیده بود درباره من که ما کلی ترسیدیم وقتی برامون تعریف کرد نمیدونیم حکمتش چیه کسی میتونه  کمک فکری کنه؟!برو تو ادامه مطلب نوشتمش.

راستی یه نظر سنجی جدید هم گذاشتم حتما بشرکت، راستی اهنگ وبلاگم چطوره؟ یار دبستانی من اسمه اهنگه که فریدون فروغی خونده ،همتون دوست دارم از پشت مانیتور میبوسمتون هوراااااااا

جایی که شکلک گرفتم:شکلکستان

 

آقا ما نشسته بودیم به گوشیمون ور میرفتیم که صدای دلنشین اس ام اس اومد و من خر کیف شدم،رفتم که اس ام اس بخونم تا بازش کردم دیدم نوشته که دیشب خوابت رو دیدم و خیلی ترسیدم دلم نیوم بهت نگم اگه به خواب اعتقاد داری یه صدقه بده.

راستش منم ترسیدم که چه خوابی بوده خدا رحم کنه و  اون خواب از این قرار بود:

با هم تو یه جمعی نشسته بودیم که یه سبز پوش اومد رو سر همه دست کشید غیر از تو.

بهش گفتم: چرا رو سر این دست نکشیدی؟

سبز پوش گفت: این رو زخمم نمک پاشیده.

گفتم: آقا شما کی هستید؟

اشک تو چشماش جمع شد و گفت: من خیارم!



این عکس هم ماله همین یک ساعت پیش از خودم گلفتم


 




طبقه بندی: داستان طنز،
[ 30 اردیبهشت 91 ] [ 22:35 ] [ فرهاد گوگولی! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ



سلام بروبچ بفرمایید وبلاگ سری جدید بفرمایید وبلاگ آمده چی چی اورده؟
یه مشت چرت و پرت اورده!

یه سری کاره که قبل از اینکه مطالب رو
بخونید باید انجام بدید تا بهم نزدیکتر بشیم:

1-انگشت کنار شصت خود را بالا آورده
و دو دور بچرخانید و بعد آن روی کلمه
بفرمایید وبلاگ گذاشته و بگویید
هویی هویی(یعنی ما با هم دوستتر میشیم)

2-هفت بار میگید:
دامو دامو دامو دامو دامو دامو دامو چوآ
(یعنی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم)

3-و در آخر میگید ابوشتا(یعنی خوشمزه هست)

نکته:کلمه ابوشتا رو باید غلیظ تلفظ کنید
و بکشید وقتی می خوایید بگید!
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Pichak go Up
Bart Simpson