تبلیغات
°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°

°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°
از لابلای سنگ ریزه های زندگی، با تابش نور عشق و محبت و دوستی، امید جوانه زد ... °◡° 
نویسندگان

سلام سلام صد تا سلام چطورید یانه؟!

چه خبلا من نبودم خوش بودید؟سوار لاک پشت بودید؟!

اول از همه محرم رو به همه تسلیت عرض می نمایم من پنجشنبه اومدم مرخصی ولی کامپیوترمون خراب بود نتونستم بیام نت تازه دیروز درست شده، نتونستم مثل پارسال ببینم کیا مخوان براشون شمع بزنم ولی دیگه من به نیت همه زدم ایشالا به آرزوهاتون برسید به قول بوشهری ها مرواتون همه سال باشه!

ولی یه چیزی تو مراسم امسال بد بود، اونم این بود که مثل سال های قبل شلوغ نبود تازه تو دسته هم خیلی از چیزا رو گذاشته بودن کنار انگار کم کم داره مراسم ها کنار گذاشته میشه جز جیگر بزنه باعث و بانیشو، خدا از اینجا برش داره بذارتش اونجا منظورم اون گوشه هست!

آها یه چیز دیگه هم توضیح بدم که ابهامات برطرف بشه عزیزان من هنوز در مقام سرباز باقی موندم ولی ایشالا برا ترم دوم ثبت نام میکنم و اگه عمری باقی بود برا ترم سه میرم سر کلاس ها میشینم تصمیم گرفتم کارت پایان خدمتم رو بگیرم بعد برم بشینم.

هی خدا چی بگم از دست این امیر سه تا بچش بزرگ شدن دیگه راه میرن هی تو خونه جولون میدن راستی بذارید اسماشون رو بهتون بگم اولیش که اسمش فسقله که رنگش سبزه ویییی خیلی گوگولیه، دومی کاملا مشکی اسمش هم خسگول هست آخه همیشه تو دستشویی رفت و آمد میکنه، و بالاخره سومی رنگش سفید و مشکی مثل خود امیر که اسمش رو گذاشتم مامانی آخه از اون دو تای دیگه مامانی تره همش دم بووووق امیر چسبیده!(نکته انحرافی)

راستی از خدمتم هم فقط 6 ماه دیگه مونده باورتون میشه داره تموم میشه یوهو!

چون فعلا درست حسابی سر خونه زندگیم نیستم مطالب زیادی برا گفتن ندارم یعنی نیدونم چی بگم!

آها چه گیجیم من، شبی که فرداش عاشورا بود رفته بودیم آشپز خونه ای که شوهر خاله ام اونجا آش درست میکنه من وقتی دیدمش خیر سرم رفتم جلو که دست بدم و ماچ و بوسه کنم که ییهو اون یارو که داشت آش هم میزد ملاقه رو کوبوند توی آش و آش مبارک از تو ظرف اومد نشست رو صورت من ، آخ چه داغ بود البته کم بود زود با دستمال پاکش کردیم!

تازه بعد آخر شب که خواستیم برگردیم خونه من بودم و خواهرم و زنداییم که پنج تا ظرف آش تو دستمون بود میرفتیم سمت خونه مردم هم همینطور با دهن باز نگاه میکردن میگفتن: بوی آشن از کجا گرفتید؟!(آشن یعنی آش هست؟ به بوشهری نوشتم)

ما هم آدرس میدادیم بعدشم میگفتیم نرو تموم شده دیگه، بعد سه تایی غش غش میخندیدیم!

وای اینجاشو یادم رفت تو آشپزخونه که بودیم رفتیم در انبار رو باز کردیم که آشمون برداریم بریم بعد دیدم مردم مثل زامبی ها حمله ور شدن که آش بگیرن!بلا به دور

راستی شما حبیب خوشبو رو میشناسید؟ سوال امروز بفرمایید وبلاگ چرا به حبیب لقب خوشبو دادن؟

جواب درست رو به شماره 2000777 پیامک کنید برنده یه بلیط رفت و برگشت به پشت کوه جایزه میگیره!

راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنیا گازت بگیرم؟!

شاید مطالبم مثل قبلا ها نباشه و خستتون کنه ولی صبر کنید وقتی سربازیم تموم بشه دیگه خونه باشم دوباره بفرمایید وبلاگ مثل قبلش میشه هوراااااا.خوب دیه کاری باری با من ندارید برم که فقط تا 14 مرخصی دارم کلی هم کار

همتون گاز میگرم نه منظورم این بود که میبوسمتون فعلا اول به خدا بعد به حافظ میسپارمتون!

قال عمو فرهاد:همیشه سعی کنید در لحظه زندگی کنید و بعضی اوقتا نیم نگاهی هم به آینده بیندازید.

جایی که شکلک گرفتم: شکلکستان




طبقه بندی: داستان طنز،
[ 7 آذر 91 ] [ 12:52 ] [ فرهاد گوگولی! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ



سلام بروبچ بفرمایید وبلاگ سری جدید بفرمایید وبلاگ آمده چی چی اورده؟
یه مشت چرت و پرت اورده!

یه سری کاره که قبل از اینکه مطالب رو
بخونید باید انجام بدید تا بهم نزدیکتر بشیم:

1-انگشت کنار شصت خود را بالا آورده
و دو دور بچرخانید و بعد آن روی کلمه
بفرمایید وبلاگ گذاشته و بگویید
هویی هویی(یعنی ما با هم دوستتر میشیم)

2-هفت بار میگید:
دامو دامو دامو دامو دامو دامو دامو چوآ
(یعنی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم)

3-و در آخر میگید ابوشتا(یعنی خوشمزه هست)

نکته:کلمه ابوشتا رو باید غلیظ تلفظ کنید
و بکشید وقتی می خوایید بگید!
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Pichak go Up
Bart Simpson