تبلیغات
°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°

°◡° بفرمایید وبلاگ °◡°
از لابلای سنگ ریزه های زندگی، با تابش نور عشق و محبت و دوستی، امید جوانه زد ... °◡° 
نویسندگان

 سلام چطول مطولید دوستای خوبم حالتون خوبه؟باکیتون نیست؟

من خبری ندارم ها چرا دارم، پنجشنبه عروسی دختر داییم بود همه فک و فامیلام هم از تفرش آمده بودند .

وای یه پسر دایی دارم عتیقه ایه که لنگش پیدا نمیشه شب قبل عروسی خونمون بودند یه لباس و دو تا فیلم ویدوئی بهش دادم تا رفته خونه دکمه های پیرنه رو کنده فیلمهاهم تیکه و پاره کرده، حتما فکر کردید بچس نه بابا14 سالشه!

تو عروسی هم دو پرس غذا خورد با یه دیس شیرنی شمکش از من گندتره البته دوستش دارم با نمکه، اینو نگفتم تو عروسی بچه دختر عمم بغلم بود هی داشت با سر نوشابه ور می رفت با دندوناش که یدفعه درش وا شدو نوشابه پاشید تو هوا که البته منم بی بهره نموندم نوشابه ریخت روم بعدش کلی خندیدم!

تازه اصلا هم خوش نگذشت گفتیم بریم قرمون در کنیم بزن و برقص افتاد بعد شام که ما مجبور شدیم بیایم خونه چون وسیله نداشتیم.

ولی میگن خر تو خری بوده.راستی امروز اگه گفتین چه روزیه ها؟هوهوهوهو تولد تولد تولدم مبارک،مبارک مبارک تولدم مبارک 19ساله شدم پیپیپ هورا پیپیپ هورا پیپیپ هورا!کادو بدید بدویددر ادامه براتون یه خاطره گذاشتم بخونید پشیمون نمی شید

 


درایو سی:

 

چند روز پیش یه کار جالب کردم که شد خاطره!نشسته بودم پای کامی که یدفعه به یه مورد مشکوک برخوردم تو درایو سی دیدم یه پوشه هایی تو این درایو هست که خالیه پیش خودم گفتم کدوم خلی این پوشه ها رو ساخته پاک نکرده، شکم رفت به خواهرم!

 گفتم حتما کار خود خلشه رفتم بهش گفتم ولی مارمولک زیر بار نرفت چه طبیعی هم نقش بازی می کرد که کار اون نیست برا همین دیدم اینجوری نمیشه باید برم سراغ دختر عمه ام که نزدیک ما زندگی می کنه تا واقعیتو بفهمم رفتم بهش گفتم جریان از این قراره بیا این پوشه ها چک کنیم اگه بدرد بخور نیست پاک کنیم ولی هی امروز و فردا کرد، منو میگی به غرورم برخورد به خودم گفتم مرد باش خودت کاراتو کن که منت کسی هم نکشی، برا همین خودم دست بکار شدمو رفتم تمام پوشه های خالی رو پاک کردم کلی به خودم بالیدم که من می تونم بله می تونم!

تو پوست خودم نمی گنجیدم از خوشحالی ولی یدفعه یه اتفاقی افتاد دیدیم درایو سیمون دیگه وا نمیشه کلی تعجب کردم!

دوباره رفتم سراغ دختر عمه ام گفتم بیا ببین این کامی چه مرگشه(چه سگیم من)راستی کامی اسم کامپیوترمونه بابا قربونش بره!

اومد نگاه کرد بعد با یه مهندس که می شناخت تماس گرفت و گفت طرف گفته یا ویروسه یا تو درایو سی یه پوشه پاک شده که نباید پاک میشده!همینجا دو هزاریم افتاد چکا کردم ولی لو ندادم آخه امنیت جونی نداشتم از طرف خواهر و دختر عمه ام! ولی نامردا انقدر بهم گیر دادن و نگاهای سگی بهم کردن که ترسیدم و خودمو لو دادم از اون روز تا حالا بهم گفتن دست به درایو سی نزن بازشم نکن منم از ترسم گوش کردم!!!!!!!!!!!!




طبقه بندی: داستان طنز،
[ 27 تیر 90 ] [ 23:33 ] [ فرهاد گوگولی! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



سلام بروبچ بفرمایید وبلاگ سری جدید بفرمایید وبلاگ آمده چی چی اورده؟
یه مشت چرت و پرت اورده!

یه سری کاره که قبل از اینکه مطالب رو
بخونید باید انجام بدید تا بهم نزدیکتر بشیم:

1-انگشت کنار شصت خود را بالا آورده
و دو دور بچرخانید و بعد آن روی کلمه
بفرمایید وبلاگ گذاشته و بگویید
هویی هویی(یعنی ما با هم دوستتر میشیم)

2-هفت بار میگید:
دامو دامو دامو دامو دامو دامو دامو چوآ
(یعنی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم)

3-و در آخر میگید ابوشتا(یعنی خوشمزه هست)

نکته:کلمه ابوشتا رو باید غلیظ تلفظ کنید
و بکشید وقتی می خوایید بگید!
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Pichak go Up
Bart Simpson